جستجو

تبلیغات



صـبـح چنـدان دور نیست ...

    باید از محشر گذشت 

    لجن زاری که من دیدم سزای صخره هاست ، 

    گوهر روشن دل از کان و جهانی دیگر است ،

    عذر میخواهم پری ...

    عذر میخواهم پری ...

    من نمیگنجم در آن چشمان تنگ ، 

    با دل من آسمانها نیز تنگی میکنند ، 

    روی جنگلها نمی آیم فرود ،

    شاخه زلفی گو مباش ، 

    آب دریا ها کفاف تشنه این درد نیست ،

    بره هایت میدوند ،

    جوی باریک عزیزم راه خود گیرو برو ...

    یک شب مهتابی از این تنگنای بر فراز کوها پر میزنم، 

    میگذارم میروم ،

    ناله خود میبرم ،

    دردسر کم میکنم ... 

    چشمهائی خیره می پاید مرا،

    غرش تمساح می آید بگوش ،

    کبر فرعونی و سحر سامریست ،

    دست موسی و محمد با من است ،

    میروی ، وعده آنجا که با هم روز شب را آشتیست ،

    صـبـح چنـدان دور نیست ... 


    این مطلب تا کنون 18 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 6 مرداد 1395
    منبع
    برچسب ها : ,
    صـبـح چنـدان دور نیست ...

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 10 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر